تبلیغات
محفل تفریحی آریائیان - حادثه مرگبار ایران خودرو از زبان یک کارگر ایران خودرو
1389/11/9

حادثه مرگبار ایران خودرو از زبان یک کارگر ایران خودرو

• نوع مطلب: عمومی ،
• نوشته شده توسط:

با سلام و خسته نباشید.

من یک ایران خودرویی هستم و وظیفه خودم میدونم که این خبر رو بهت برسونم تا بتونید بقیه رو مطلع کنید.
دیشب یعنی سه شنبه شب در ساهت ۲۳:۱۵ دقیقه یک کامیون ده تن که احتمالا تر مز بریده بود و در زمانی بود که شیفت سوم وارد شرکت میشد متاسفانه حدود ۱۵ نفر رو زیر میکنه که تا الان ۱۱ نفرشون فوت شدند.
وقتی که ما این صحنه رو میبینیم همگی شکه میشیم.
امبولانس میرسه و اونهایی رو که جون میدادن رو میبرن و بقیه رو به حال خودشون میذارن
یه چیز جالبی که این وسط اتفاق افتاد این بود که
زمانی که بچه های بهداری میرسن با امبولانس جملشون این بود که
اینها قراردادی هستند یا پیمانکار!!!!!!!!!
که همگی هههههههوووو میکنیم و اونها دیگه هیچی نمیگن و میبرنشون.
با دیدن این صحنه ها و اتفاقاتی که افتاده بود ما جنازه ها رو رو دست و سینه زنان میبریم جلوی ساختمان مدیریت درب ۲٫
شیفت بعداز ظهر هم که به ما ملحق شده بود به سمت چهار راه ایران خودرو را میفته.
ومدتی اونجا رو میبندن که با دخالت پلیس ضد شورش همگی به داخل پارکینگ ایران خودرو میرن.
بچه های داخل شرکت هم به ما ملحق میشن.
همگی در داخل پارکینگ بودیم که اقای دهنادی معاون نجم الدین از راه میرسه و از خودش جسارت نشون میده و به داخل بچه ها میاد.
فکر میکنید که چی میگفت
میگفت که ما موضوع رو برسی میکنیم و همه چی رو حل میکنیم که یه هو بچه ها بهش حمله میکنن و اون هم پا به فرار میذاره و با کمک پلیس ضد شورش از محلکه
جون سالم به در میبره.
بعد  از اون جناب شیخ زاده با بلند گو شروع به صحبت میکه  که در داخل حرفاش جمله ای میگه که خشم همه رو چندین برابر میکنه
جملش این بود

حالا یه اتفاقی افتاده…
تا این جمله رو که با لحن خاصی که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده  رو میگه همگی به سمتش حمله میکنیم که باز هم پلیس موفق به فراری دادنش میشه.
دیگه تا صبح ما شعار میدادیم.
مرگ بر نجم الدین
شورای کارگری حق مسلم ماست
نیروی انتظامی حمایت حمایت
الله اکبر
لااللاهه اللا
بچه ها اتحاد اتحاد
خیامی کجایی نجم الدین رو بگایی
و…
در این حین که ساعت حدود ۷:۴۵ روز چهارشنبه هستش یکی از مامورهای شخصی به یکی از بچه ها حمله میکنه که ما همگی برای کمک به اون میریم و در اینجا بود که پلیس ضد شورش ح۰مله میکنن و همه رو با باتوم میزنن ولی خوشبختانه نتونستن که همکارمون رو بگیرن
و ما همه به داخل پارکینگ رفتیم و در شرکت رو بستیم.
و چون اونها از پشت میله های درب ما رو با باتوم میزدنبچه ها هم با سنگ پرتاب کردن از خودشون دفاع میکردن
و اون ها هم از اون طرف به سمت ما سنگ پرت کردند که با همکاری دوستان تونستیم جلوی پرتاب سنگ رو بگیریم و پلیس هم وقتی دید ما سنگ نمیندازیم اونها هم سنگ ننداختن.
هر لحظه به تعداد پلیس ضد شورش اضافه میشد.
فکر میکتنم حدودا ۱۰۰۰ هزار نفر بودن.
یه دفعه دیدیم که صدایی شبیه تیر میاد و بعد یهو گاز اشک اور به داخل جمعیت زده شد
چندین گاز اشک اور
دیگه هیچ کاری نمیشد کرد و چون محوطه کاملا الوده به گاز اشک اور بود بچه ها مجبور به تخلیه اونجا شدن.
به سمت چهار راه ایران خودر دویدیم
هیج جا رو نمیدیدیم و از بس گاز اشک اور زیاد بود که نمیتونستیم ادامه بدیم.
توی بلوار ایران خودرو کلا پلیس ضد شورش بود و موتوری های سیاه پوش با باتوم و اسلحه به سمت ماحمله کردند
همگی با باتوم از پلیس پذیرایی شدیم
ولی همچنان شعار میدادیم
تا اینکه به چهار را رسیدیم.
چهار راه کاملا بسته بود
و در تسخیر ضد شورش.
به هر صورتی که بود از اونجا با باتوم خوردن فرار کردم
مینی بوس و اتوبوس نیروی انتظامی اونجا پر بود
امیدوارم که کسی رو نگرفته باشن
چون من تا اونجایی که دیدم فقط میزدن

خواهش میکنم  که اطلاع رسانی کنید.
یک ایران خودریی


نظرات() 



What do you do for a sore Achilles tendon?
1396/06/16 14:47
Hey! I know this is kinda off topic nevertheless I'd figured I'd ask.
Would you be interested in trading links or maybe guest writing
a blog article or vice-versa? My blog covers a lot of the same topics as yours and I feel we could greatly benefit from each other.
If you happen to be interested feel free to send me an e-mail.
I look forward to hearing from you! Excellent
blog by the way!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر